سفرنامه باران

آخرین برگ سفرنامه ی باران این است
که زمین چرکین است...
"محمد رضا شفیعی کدکنی"
گریز
به تو از تو از مینویسم به تو ای همیشه در یاد
ای همیشه از تو زنده لخظه های رفته باد
وقتی که بنبست غربت سایه سار قفسم بود
زیر رگبار مصیبت بی کسی تنها کسم بود
وقتی از آزار پاییز برگ و باغ هم گریه میکرد
قاصد چشم تو آمد مده روییدن آورد
به تو نامه مینویسم ای عزیز رفته از دست
ای که خوشبختی پس از تو گم شد و به قصه پیوست
ای همیشگی ترین عشق در حضور حسرت تو
ای که ممیسوزم سراپا تا ابد در حسرت تو
به تو نامه مینویسم نامه ا ی نوشته بر باد
که به اسمت چو رسیدم قلمم به گریه افتاد
ای تو یارم روزگارم گفتنی ها با تو دارم
ای تو یارم از گذشته یادگارم
به تو نامه مینویسم ای عزیز رفته از دست
ای که خوشبختی پس از تو گم شد و به قصه پیوست
در گریز ناگذیرم گریه شد معنای لبخند
ما گذشتیم و شکستیم پشت سر پل های پیوند
در عبور از مسلخ تن عشق ما از ما فنا بود
باید از هم می گذشتیم برتر از ما عشق ما بود
ای تو یارم روزگارم گفتنی ها با تو دارم
ای تو یارم از گذشته یادگارم
به تو نامه مینویسم ای عزیز رفته از دست
ای که خوشبختی پس از تو گم شد و به قصه پیوست

باید باور کنیم که خنده های شبنم بر روی گل های میمونی بی نهایت دروغ است...
نمی دانم که چرا هیچ شبنمی را خندان ندیده ام ...
برای تو
برای تو
دیگه خسته شدم از بس که نشستم و زل زدم و ندیدمت دیگه نمی تونم دلمو خوش کنم به خاطرات گذشته می دونی دلم داره می ترکه غم دلم فقط برای تو همیشه دلمو به آمدنت، از دور دیدنت خوش کرده ام اما چرا اینقدر بی رحمی دارم می میرم می دونی واقعا" از نبودنت دارم .........

رفته بودم سر حوض تا ببینم شاید، عکس تنهایی خود را در آب آب در حوض نبود. ماهیان می گفتند: (( هیچ تقصیر درختان نیست. ظهر دم کرده تابستان بود، پسر روشن آب، لب پاشویه نشست و عقاب خورشید، آمد او را به هوام برد که برد. *** به درک راه نبردیم به اکسیژن آب. برق از پولک ما رفت که رفت. ولی آن نور درشت، عکس آن میخک قرمز در آب که اگر باد می آمد دل او، پشت چین های تغافل می زد، چشم ما بود. روزنی بود به اقرار بهشت. *** تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی، همت کن و بگو ماهی ها، حوضشان بی آب است.)) *** باد می رفت به سر وقت چنار. من به سر وقت خدا می رفتم. سهراب سپهری

شب
وقتی شب پر از صدای گریه وهراس مرگه
باد پاییزی تو فکر چیدن یدونه برگه
وقتی تو چله سرما تک درختی تک و تنهاست
به کدوم امید واهی بگه خورشید پشت ابراست؟
وقتی عاشقی سیا مست؛ با دو تا چشمای گریون
کنج میخونه میشینه از غم زمونه داغون
فقط اونه که می دونه شب سیاه و راه درازه
اونی که دلش را برده دنیا شم میخواد ببازه
من همون یه دونه برگم که رسیده وقت مرگم
کی میدونه شایدم تو بگیری دستای سردم
شایدم درخت پیرم؛ که تو چنگ باد اسیرم
کاشکی تو باشی بهارم ببینم که جون میگیرم
ببینم عاشقی شادم که به کام دل رسیده
با دو تا چشمای نازت به خود خدا رسیده
من میخوام که سبز باشم تا دوباره پا بگیرم
سراغ تو رو تو ابرا از خود خدا بگیرم
اگه تو باشی کنارم دیگه غصه ای ندارم
شعرامو واست میخونم سر رو شونه هات میزارم
من میدونم با تو بودن واسه من فقط یه رویاست
ولی رویای قشنگت واسه من تموم دنیاست
تو همون عزیز نازم تو همه راز و نیازم
پا گذاشتی توی قلبم خونتو اینجا میسازم
الان ١٢ ساعته باهم قهریم دارم دیوونه میشم
دارم دق میکنم ولی من عمرا زنگ نمیزنم ![]()
مرگ مایکل جکسون سلطان پاپ دنیا
بی بی سی: مایکل جکسون، ستاره موسیقی پاپ روز پنجشنبه، 25 ژوئن در سن پنجاه سالگی در لس آنجلس درگذشت.
جرامین، برادر مایکل جکسون گفت به نظر می رسد او در اثر نارسایی قلبی درگذشته باشد.
جسد مایکل جکسون با هلی کوپتر از بیمارستان به پزشکی قانونی منتقل شده است.
مرگ آقای جکسون پس از آن اعلام شد که به علت ایست قلبی به وسیله نیروهای امدادی از خانه اش در هالیوود به بیمارستانی در لس آنجلس منتقل شد.

واقعا از شنیدن این خبر خیلی خیلی ناراحت شدماصلا باورم نمیشد 
روحش شاد
کروبى: دولت بر آمده از انتخابات نامشروع است
نامزد انتخابات ریاست جمهورى، در جمع اعضای شوراى سیاستگذارى روزنامه اعتماد ملى بار دیگر گفت: «نتیجه این انتخابات را قبول ندارم و دولت بر آمده از آن را مشروع نمى دانم.» وى روز سه شنبه به آنچه که «تقلب» در انتخابات ریاست جمهورى خواند اشاره کرد و گفت: «ما تصور مى کردیم که در انتخابات تقلب هایى صورت مى گیرد ولى حضور گسترده مردم باعث مى شود که تلاش هایى برخى از گروه ها براى تقلب در انتخابات بى ثمر باشد ولى متاسفانه شاهد آن بودیم که على رغم حضور گسترده مردم باز هم سرنوشت دیگرى براى انتخابات رقم خورد.»
دبیر کل حزب اعتماد ملى افزود: «باید این موضوع مورد بررسى قرار گیرد که چه شبکه هاى مافیایى به وجود آمده اند که مى توانند این گونه سرنوشت انتخاباتى را تغییر دهند. باید دقت و بررسى شود و این غده سرطانى را پیدا کرد.»
ادامه مطلبچهره ام در ازای چشم هایت
"چهره ام در ازای چشم هایت
چشم هایم در ازای پدیدار شدن چهره ات
و قلب های بی ریای حقیقی در این چهره ها آرامش را به پا میدارند.
آنجا که بتوانیم نیمه گم گشته خود را باز یابیم ...
نیمه ای عاری از ارتفاع نیمه ای عاری از پهنا ؟
اگرچه مرگ یکسان در هم نمی آمیزد ...
اگر که عشق ما یکی گردد
بدین معناست که عشق من و تو بسان هم است ...
که هیچ نتواند آن را سست کند یا بمیراند."
دور تازه تقابل با لاریجانی
اعتماد ملی، فرزانه آیینی: پروژه تخریب علی لاریجانی از سوی حامیان احمدینژاد در مجلس کلید خورد.
«رئیس مجلس نداریم، رئیس مجلس سخنگوی مجلس است»، «لاریجانی فریب خورده است» و «رئیس مجلس سودای ریاستجمهوری در سر دارد»، «زیر سوال بردن شورای نگهبان از سوی لاریجانی جای تاسف دارد» و... جملاتی هستند که حامیان احمدینژاد با استناد به آنها درصدد مقابله با موضعگیریهای علی لاریجانی درباره ناآرامیهای اخیر کشور برآمدهاند. مدت زیادی از اینکه لاریجانی در مقام رئیس مجلس در تلاش است به عنوان یک چهره بیطرف برای روشن شدن علل نابسامانیها و اغتشاشات اخیر حضور یابد سپری نمیشود اما اتخاذ مواضع دو پهلو از سوی لاریجانی در غالب نطقهای پیش از دستورش یا مصاحبه تلویزیونیاش سبب شده تا حامیان احمدینژاد مقابل وی صفآرایی کنند، تا جایی که حامیان افراطی این جریان برای مبارزه با این امر پروژهای را برای تخریب آقای رئیس در دستور کار خود قرار دادهاند که به وسعت ناشناسی این جریان، بیحد و مرز جلوه میکند چراکه از رسانههای تحت اختیار این جریان همچون خبرگزاری رسمی جمهوریاسلامی و روزنامه وطن امروز با صاحب امتیازی مهرداد بذرپاش مدیرعامل گروه خودروسازی سایپا شروع و به نطقها و مصاحبههای حامیان احمدینژاد در بهارستان کشیده شده است.
داستان شکلگیری موج تخریب
علیه لاریجانی
آغاز ماجرا زمانی بود که لاریجانی در نخستین نطقش پس از تعطیلات انتخاباتی مجلس که مصادف با دومین روز تجمعات معترضان به نتیجه انتخابات و حمله به کوی دانشگاه بود رسما حساب مجلس را از دولت در ماجراهای اخیر پیش آمده جدا کرد،

